۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه

شماره ۱ : مهندس میر حسین موسوی : از تولد (مهر ۱۳۲۰) تا پايان ۴۰ سالگي (مهر ۱۳۶۰)

هفتم مهر ماه ۱۳۲۰ خورشيدي (تير روز – ۱۳ مهر ماه ۳۶۷۹ ايراني-زرتشتي) در شهر ۹۱۵ ساله ي خامنه از توابع استان آذربايجان شرقي ، خاندان سادات موسوي شهر ، براي تولد فرزندشان جشن گرفتند. نام اين كودك را حسين نهادند تا راه جد بزرگوارشان امام حسين "عليه السلام" را ادامه دهد ، و اين آغاز زندگي پر فراز و نشيب مهندس مير حسين موسوي بود.


حسين تحصيلات خود را در مدرسه ي معرفت و بعد جامي آغاز كرد. ۸ ساله بود كه خانواده از شهر خامنه به سوي شهر تبريز مهاجرت كردند و حسين تحصيلات را در مدرسه ي عنصري تبريز ادامه داد. پدر حسين حاج مير اسماعيل موسوي، تاجري خير و در شهر خامنه صاحبنام بود ، براي موفقيت و رونق تجارت برنج و چاي همراه همسر و ۳ پسر و ۲ دخترش به تهران عزيمت كرد و آنزمان حسين ۱۲ ساله بود (سال ۱۳۳۲). مير حسين در تهران به دبيرستان جعفري رفت و سال آخر دبيرستان را در مدرسه مروي گذراند. اوايل دهه ي چهل خورشيدي حسين وارد دانشگاه ملي ايران ( دانشگاه شهيد بهشتي امروز) شد و در سال ۱۳۴۸ با اخذ مدرك كارشناسي ارشد معماري و شهرسازي فارغ التحصيل شد .


اما مهندس موسوي همزمان در يك دانشگاه ديگر هم تحصيل كرد و از بدو تاسيس اين دانشگاه دانشجوي آن بود . اين دانشگاه در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ خورشيدي به همت استاد سيد روح الله موسوي خميني رسمن افتتاح شد. مير حسين كه قبل از افتتاح اين دانشگاه با انديشه هاي استاد خميني آشنايي داشت بلافاصله جذب آن شد. با وجودي كه اين دانشگاه رايگان بود اما دروس بسيار سختي داشت و امتحان هاي عملي آن طاقت فرسا بود كه هر كسي تحمل آن را نداشت ؛ ۱- بسياري از همان آغاز انصراف دادند (البته با رحلت استاد ادعا كردند كه فارغ التحصيل شده اند ، چرا كه برايشان نان داشت). ۲- عده اي بارها مردود شدند ( البته اين ها هم با جعل مدرك امروز مدعي هستند كه فاغ التحصيل شده اند). ۳- عده اي كه براي گرفتن عكس يادگاري به اين دانشگاه آمده بودند با وجودي كه در جشن فاغ التحصيلي (۱۲ بهمن ۱۳۵۷) اين فرصت را از دست دادند تا با استاد عكس يادگاري بگيرند ولي بعدها به شدت ادعاي فارغ التحصيلي كردند... و به جز ۳ فرقه ي بالا ، دو گروه ديگر هم بودند : ۴- عده ي بسيار زيادي (جمعيت ميليوني) كه به دليل مشاغل كاري فقط توانستند دروس پايه را با نمرات بالا قبول شوند ( مردم بزرگ ايران كه انقلاب كردند) كه بسياري از آن ها در اين راه شهيد شدند. ۵- عده اي ديگر كه تا مدارج بالا پيش رفتند و گاهي براي بهتر درس خواندن مجبور شدند تنهايي درس بخوانند ( در سلول هاي انفرادي ساواك) ؛ از اين گروه تا رحلت استاد (۱۳ خرداد ۱۳۶۸) فقط عده ي انگشت شماري زنده ماندند و اكثران تا پيش از سال ۱۳۶۸ يا از دنيا رفتند يا به شهادت رسيدند. مير حسين از اين گروه آخر و فارغ التحصيلان بود و امروز (سال ۱۳۸۸) تنها شخص باقي مانده از اين بزرگان است.


مير حسين علاقه ي فراواني به هنر داشت و اين علاقه بود كه آغاز زندگي مشترك او را با زهره كاظمي رقم زد ؛ سال ۱۳۴۷ سالي بود كه حسين شريك زندگي اش را انتخاب كرد. ماجرا از آنجا آغاز شد كه مير حسين براي ديدن نقاشي هاي زهره كاظمي به نمايشگاه وي رفته و به نقاش گفته بود كه :
_بهتر نبود در دوره اي كه كودكان ايران در سيستان و بلوچستان در اثر گرسنگي در حال تلف شدن هستند ، به جاي برگزاري چنين نمايشگاهي ، گامي در راه رفع محروميت مردم ايران برداريد؟

نقاش پاسخ داد :
_من كمتر از شما دغدغه مند فقر و نداري مردم نيستم ، درد آنها را چشيده ام و با آنها آشنا هستم.

و اين گفتگو آغازي شد براي زندگي مشترك سراسر مبارزه ي دو هنر دوست و هنرمند، در عرصه ي مردم دوستي و مردم شناسي كه اساس دين اسلام ناب بر اين پايه ي حق الناس بنا شده است.
مير حسين و زهره كاظمي براي فرار از تعقيب ساواك مجبور شدند نام مستعار براي خود انتخاب كنند ؛ حسين رهجو و زهرا رهنورد... اين مبارزه ها با تشكيل انواع و اقسام گروه ها همراه بود كه رهجو و رهنورد هيچ كدام را نپسنديدند. حسين رهجو سنگ بناي تاسيس انجمن هاي اسلامي دانشجويان را بنياد نهاد و ترجيح داد همانطور كه استاد فرموده بود مكتبي كار كند تا غربي. اصلي ترين خصوصيت اين جريان ، اعتقاد به جامعيت اسلام و پاسخگويي آن به نياز امروز بشر با استفاده از منابع صحيح فقه و اجتهاد بود. و به دليل وجود چنين خصيصه اي ارتباط حسين رهجو و زهرا رهنود با روحانيون قوي و قوي تر شد. اما مير حسين موسوي و زهره كاظمي كساني نبودند كه سربسته هر امري را اجرا كنند و مطابق يكي از اصول اساسي قرآن نخست با انديشه آن ها را بررسي مي كردند و به همين دليل به جز ارتباط بسيار قوي با روحانيون يكي از مراكز مبارزه را حسينيه ارشاد انتخاب كردند و به بررسي انديشه هاي شهيد دكتر علي شريعتي پرداختند و بعدتر استاد شهيد مرتضي مطهري.

حاكم وقت ، مهندس موسوي را در قالب سپاه دانش براي گذراندن دوران دو ساله ي سربازي به شهركرد (كه آن زمان از توابع اصفهان بود) فرستادند و بعد با دعوت انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي امريكا همراه همسرش به اين كشور سفر كرد.
سال ۱۳۵۶ خورشيدي(۳۷۱۵ زرتشتي) ، به منظور انسجام در مبارزه بر عليه ظلم به مردم "كانون فرهنگي نهضت اسلامي" با حضور شهيد سيد محمد حسيني بهشتي ، شهيد باهنر ، مرحوم طاهره صفار زاده ، مهندس مير حسين موسوي و زهرا رهنورد و ... تاسيس شد. اين كانون در اوج مبارزات مردم نقش مهمي در هدايت و شكل دهي اعتراضات و مبارزه مردم ايفا كرد و تجربه ي موفق اين كانون در انقلاب، شهيد بهشتي را ترغيب كرد تا پس از انقلاب و براي در صحنه نگاه داشتن مردم در فعاليت هاي سياسي كشور حزب جمهوري اسلامي را تاسيس كند.

بالاخره پس از سال ها مبارزه و اعتراض به دروغگويي ، نفاق ، تجاوز ، كشتار مردم و شكنجه و دزدي اموال ايران زمين ، مردمي كه فقط به اصلاح شدن دولت قانع بودند ، انقلابي را بنياد نهادند كه در تاريخ بشريت بي سابقه بود. (انقلاب هاي پيشين انسان ها در تاريخ و در كشور هاي مختلف همه يا جناحي بودند يا شخصي اما انقلاب اسلامي ايران نخستين انقلابي بود كه مردمي بود ، نه جناحي بود و نه شخصي اما نقش رهبري باهوش در اين ميان انكار شدني نيست). و ۱۲ بهمن ماه ۱۳۵۷خورشيدي (۱۸ بهمن ۳۷۱۶ زرتشتي ) خميني بزرگ مي دانست براي چه كار پس از سال ها تبعيد به ايران بازگشته است و اساس كار را براي اصلاحات گذاشت.
دولت موقت مشغول كار شد. ۲۹ اسفند ۱۳۵۷ شهيد آيت الله سيد محمد حسيني بهشتي ، حزب جمهوري اسلامي را با همراهي آيت الله سيد عبد الكريم موسوي اردبيلي و آيت الله محمد جواد باهنر و ... تاسيس كرد. مهندس مير حسين موسوي از اعضاء شوراي مركزي حزب بود و پس از انتخاب شهيد بهشتي به عنوان دبيركل حزب ، مير حسين قائم مقام و رئيس دفتر سياسي و بعد سردبير روزنامه ي جمهوري اسلامي شد. وي در سال ۱۳۵۸ عضو شوراي انقلاب اسلامي بود تا سال ۱۳۵۹.

۵ بهمن ۱۳۵۸ نخستين دوره ي انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران برگزار شد و از ۲۰ ميليون و ۹۹۳ هزار و ۶۴۳ نفر واجدين شرايط ، ۱۴ ميليون و ۱۵۲ هزار و ۸۸۷ نفر راي دادند. جامعه روحانيت مبارز ( جناح راست _ اصولگراي امروز ) با قاطعيت قبل و بعد از انتخابات از بني صدر حمايت كرد و از ۱۰۶ كانديدا ، ابوالحسن بني صدر به عنوان نخستين رئيس جمهور ايران اسلامي منتخب گرديد. وي ۲۹ مرداد ۱۳۵۹ پس از مدتي كلنجار رفتن با خود بالاخره مجبور شد براي ماندن در قدرت ، به مردم انقلابي امتياز بدهد و شهيد محمد علي رجائي از مبارزين پرسابقه ي انقلاب را براي پست نخست وزيري به مجلس معرفي كرد. رجايي پس از راي اعتماد مجلس مامور تشكيل دولت شد و بر سر انتخاب بسياري از وزرا با بني صدر دچار اختلاف شد و در مواردي مجبورن كوتاه آمد. يكي از اين وزراء كسي نبود جز مهندس مير حسين موسوي . رجايي وي را براي پست وزارت امور خارجه انتخاب كرده بود اما بني صدر كه سابقه ي طولاني مهندس موسوي در مبارزات عليه ظلم را مي دانست ، زير بار نرفت... ۱۸ شهريور ۱۳۵۹ نخست وزير رجايي مجددن به رئيس جمهوري وقت نامه اي بدين مضمون نوشت :
بسم الله الرحمن الرحيم
برادر دكتر سيد ابوالحسن بني صدر رياست محترم جمهوري
پس از سلام اينجانب پس از مدتها جستجو ، بهترين فرد را براي تصدي وزارت امور
خارجه ؛ برادر سيد حسين موسوي يافته ام و خدائي بگويم كه دلائل
شما براي حذف ايشان از ليست وزراء مرا قانع نكرد .

در اين موقع كه كشور از هر موقع ديگر بيشتر نياز به وزير خارجه مورد اعتماد و مسلمان دارد خواهشمندم بار ديگر مسآله را مورد بررسي قرار داده و نتيجه را به اينجانب امر به ابلاغ فرمايند.
نخست وزير محمد علي رجائي ۱۸/۲


نامه ي شهيد رجائي هم مفيد واقع نشد و رئيس جمهور وقت ، مهندس موسوي را به عنوان وزير امور خارجه نپذيرفت. ساعت ۱۴ روز ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ عراق به ايران حمله كرد و انقلاب ايران در آزموني جديد قرار گرفت. ۲۰ خرداد ماه ۱۳۶۰ خورشيدي ، امام خميني (ره) ، به دليل افتضاحات بني صدر در جنگ تحميلي ، وي را از فرماندهي كل قوا خلع كرد. ۳۱ خرداد همان سال طرح عدم كفايت سياسي بني صدر با ۱۷۷ راي موافق ، ۱۰ راي ممتنع و ۱ راي مخالف مورد تصويب مجلس قرار گرفت. و در يكم تير ماه ۱۳۶۰ با فرمان امام (ره) به دليل عدم كفايت سياسي از مقام رياست جمهوري اسلامي ايران عزل شد.
۲ مرداد ماه ۱۳۶۰ دومين دوره ي انتخابات رياست جمهوري ايران برگزار شد و از ۲۲ ميليون و ۶۸۷ هزار و ۱۷ نفر واجدين شرايط ، ۱۴ ميليون و ۵۷۳ هزار و ۸۰۳ نفر راي دادند. و از ۴ نامزد موجود ، محمد علي رجايي با كسب ۹۰ در صد آرا به عنوان دومين رئيس جمهور ايران اسلامي انتخاب شد. ۱۱ مرداد مراسم تحليف وي در مجلس برگزار شد و دكتر محمد جواد باهنر را به سمت نخست وزيري منصوب و به مجلس معرفي كرد. نخست وزير باهنر با تاييد رييس جمهور رجايي مهندس موسوي را به عنوان وزير امور خارجه منصوب كرد و مجلس به وزراي دولت وقت نيز راي اعتماد داد. و مهندس موسوي مامور رسيدگي به وزارتخانه ي پر از چالش امور خارجه ي آن زمان شد و راه را براي وزير بعدي بسيار هموار كرد. تحريم بودن ايران توسط كشور هاي بزرگ دنيا ،وجود جنگ خانمانسوز عراق با ايران ، وضعيت بسيار سختي را براي وزارت امور خارجه شكل داده بود و مسئوليت اين وزارتخانه را سنگين تر مي كرد اما عمر اين دولت هم كوتاه بود. ساعت ۱۵ هشتمين روز شهريور ماه ۱۳۶۰ خورشيدي انفجاري در اتاق جلسات ساختمان نخست وزيري رخ داد. رئيس جمهور رجائي و نخست وزير باهنر كه در جلسه ي شوراي امنيت حضور داشتند در اين انفجار به شهادت رسيدند. دولت باهنر و رجائي پس از شهادت رئيس جمهور و نخست وزير ، زير نظر مهدوي كني به كار خود ادامه داد تا انتخابات سوم رياست جمهوري برگزار شود.


----------------------------------------------
۵:۳۷ بامداد - ۲۳ مرداد ماه سال ۱۳۸۸ خورشیدی ـ کافه سبز
-------------------------------------------------------------------------------------------------
پايين نوشت ۱ : ۴۰ سال نخست زندگي موسوي همين چند خط بالا نيست ، ما اين بسيار مختصر را براي عزيزان گفتيم تا ذهن دوستان با شكل گيري شخصيت مهندس موسوي آماده شود و در گزارش هاي بعدي هم دوره نخست وزيري و دوره ي دولت هاشمي و دولت خاتمي را به همين سرعت پي خواهيم گرفت تا هر چه سريع تر به تحليل مسائل امروز پيرامون مهندس موسوي بپردازيم.
پايين نوشت ۲ (براي علاقمندان به گذشته ها) : البته در تحليل مسائل روز باز هم به اين دوره ها رجوع خواهيم كرد. و قسمت هاي ديگري از اين دوران را روايت خواهيم كرد.

تیتر : هیچ کس نمی تواند کلمه ی سبز را توقیف کند

سلام
حالا بهتون میگم : ............................
..............................................................
..................................................................در این وبلاگ از مهندس میر حسین موسوی خواهیم گفت که از کجا اومده و این که چرا بعد از ۲۰ سال برگشته و تو اون بیست سال و از اون مهم تر تو اون ۸ سال نخست وزیری به میر حسین موسوی چه گذشته...واز همه مهم تر اینکه بگم: هیچ کس نمی تواند کلمه ای که سبز باشد را توقیف کند.....و از این هم مهم تر این که اول که شروع شد : کلمه ی سبز بود... ولی امروز کلمه های سبز هستند که به دور کلمه ی سبز جمع شدند......در راه پیمایی ها کلمه های سبز رو دیدیم و حالا در راه پیمایی روز قدس ایران ( روز رهایی ایران) باز هم کلمه های سبز رو خواهیم دید.